علي رغم اينکه چند سال از قهرماني اش مي گذرد هنوز به باور خيلي ها بدني فراتر از او به ميادين حرفه اي پرورش اندام جهان پا نگذاشته است. پسري که عاشقانه تمرين مي کرد و مي کند. پليسي که با نظم و اراده مثال زدني اش به بالاترين قله اين ورزش قدم نهاد.


امروز هنوزم در صحنه است و با اينکه ديگر قهرمان نيست و مسابقه نمي دهد.

اما خبرهايش را مي شنويم که به فلان کشور سفر کرده تا سمينار برگزار کند و با هواداران خود در ارتباط باشد. با سني بيشتر از 45 سال هنوز سخت تمرين مي کند و حالا مارکوپولوي بدنسازي در جهان است که هنوزهم آسيب هاي مزمن نمي تواند سد راهش شود. روزي که بعد از شکست خوردن از جي کاتلر در پشت صحنه المپيا گريه مي کرد چون مي دانست ديگر قهرمان نخواهد شد عشقش به اين رشته بيشتر از هر زماني ديگر هويدا شد.

گروه خون افرادي مثل روني کولمن « بدنسازي » است اينها بدون هالتر و دمبل نمي توانند نفس بکشند. نکته جالب توجهي که درباره کولمن وجود دارد اين است که بارها در مصاحبه هايش بيان کرد هرگز هدفش قهرمان شدن در المپيا نبوده و او صرفاً به عنوان کسي که عاشق وزنه زدن بود در اين رشته و ابتدا در پاورليفتينگ فعاليت مي کرده و همين عشق بوده که او را ياري داده تا از تمام سختي ها عبور کند و به بالاترين قلل برسد. شايد بيان اشتباهي نباشد، اگر بگوئيم هنوز کامل تر از فيزيک او پا به صحنه مسابقات نگذاشته و شايد سال ها طول بکشد کسي با ساختار بدني او بتواند ظهور کند و با دارا بودن پشتکار و هوشمندي کولمن بتواند از استانداردهاي او عبور کند.

درست مثل آرنود که تا سال ها پس از او قهرمانان المپيا به چشم نمي آمدند، چرا که فرانک زين و فرانکو کلمبو و . . . هيچکدام به استانداردهاي آرنولد نرسيدند بلکه به علت عدم حضور او به قهرماني رسيدند. ناگفته نماند که روني کولمن طي چند سال آخر قهرماني اش به علت جمع شدن بيش از حد و بر آمدگي زننده شکم از فرم ايده ال خارج شد و منظور از بهترين فيزيکش همان سال هاي 98 تا 2002 است البته به استثناي 2001 که با اندکي افت مواجه شد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *