لقب:درخت بلوط
محل تولد :گراتس اتریش
محل اقامت : کالیفرنیا
تاریخ تولد:۳۰جولای ۱۹۴۷
قد:۱۸۵ سانتی متر
وزن مسابقه : ۱۰۶کیلوگرم
وزن حجم : ۱۱۵کیلو گرم
تولد و اوایل زندگی
آرنولد شوارتزنگر در سال 1947 در روستاهای اتریش به دنیا آمد. پدر و مادر او هردو پلیس بودند و آرنولد همچنین یک برادر بزرگتر از خود نیز داشت که در سن جوانی بر اثر تصادف درگذشت. بعد از مرگ برادر، آرنولد هزینه زندگی برادرزاده خودش را بر عهده گرفت.
آرنولد ورزش را از رشته فوتبال آغاز کرد اما رفته رفته به رشته بدنسازی علاقهمند شده و در سن 15 سالگی تصمیم گرفت که یک بدنساز شود. او در سن 18 و 19 سالگی به یک بدنسازی حرفهای تبدیل شده بود که پشت سر هم رقابتهای مهم را برنده میشد اما آرنولد رفته رفته پی برد که موفقیت بیشتر در اتریش امکان پذیر نیست؛ برای همین او تصمیم گرفت به سرزمین رویاها یعنی آمریکا مهاجرت کند.
بیو گرافی آرنولد شوارتزنگرArnold Schwarzenegger
مهاجرت به ایالات متحده آمریکا
در سال 1968 آرنولد وقتی که 21 ساله بود وارد کشور آمریکا شد. او روزهای سختی را در ابتدای ورودش به آمریکا سپری کرد اما بعدها بدنساز مشهور آن زمان یعنی جو ویدر قبول کرد که مربی آرنولد باشد. بدینسان آرنولد تمرینات سخت و طافتفرسایی را انجام داد که او را در سال 1970 به قهرمانی مستر المپیا رساند.
آرنولد قهرمانی است که در 25 رقابت جهانی فقط دوبار اول نشده است! همچنین آرنولد موفق شده است وزنهای به بلندی 310 کیلوگرم را بلند کند.
آرنولد شوارتزنگر
عناوین مهم :
هفت بار قهرمانی مستر المپیا از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۵ و ۱۹۸۰
قهرمان مسابقات آقای اروپا ۱۹۶۶و۱۹۶۹
قهرمان مسابقات حرفه ای مستر یونیورس ۱۹۶۷ و۱۹۶۹
قهرمان مسابقات مستر یونیورس ۱۹۶۸تا۱۹۷۰
قهرمان مسابقات آقای بین المللی ۱۹۶۹
قهرمان مسابقات حرفه ای آقای جهان ۱۹۷۰
آرنولد اتریشی تبار در ۳۰ جولای ۱۹۴۷ دیده به جهان گشود پدر و مادرش هر دو از نیروهای پلیس اتریش بودند پدرش بعدها به نیرو های نازی ارتش آلمان پیوست و هیچ گاه رابطه خوبی با پسر کوچکش آرنولد نداشت آرنولد در دورهان کودکی همیشه پسری شاد و پر انرژی بود و به گفته خودش یکی از بهترین روزهای زندگی اش زمانی بود که یک یخچال برای خانه خریدند .
او در پانزده سالگی بدنسازی را آغاز کرد اما پیش از ان به فوتبال مشغول بود و شاید به همین خاطر بسیار لاغر تر از هم سن سال هایش بنظر می رسید به همین دلیل وقتی که وارد باشگاه بدنسازی شد با وجود اینکه پانزده سال داشت تصور میکردند سیزده سال بیشتر ندارد
او در هیجده سالگی به ارتش اتریش پیوست تا یک سال سربازی اجباری اش را بگذراند و در همان سال در مسابقات مستر اروپا به مقام قهرمانی رسید آرنولد در بیست سالگی به عنوان مستر یونیورس دست یافت
این اولین مسابقه او در امریکا بود جایی که سکوی پرتابی برای رسیدن به موفقعیت های بعدی اش شد
او در سال ۱۹۶۸ برای زندگی به ایالات متحده آمریکا رفت و تمریناتش را در باشگاه GOLDS GYM لوس انجلس زیر نظر جو ویدر آغاز کرد .
او هفت بار بر سکوی قهرمانی مستر المپیا ایستاد و از خود چهره ای ماندگار در این رشته ورزشی ساخت و با ورودش به دنیای سینما به محبوبیتی صد چندان دست یافت او در دوران ورزشی و سینمایی اش به نام های بلوط اتریشی آرنی و ترمیناتور شناخته می شد
او صاحب چندین باشگاه مطرح بدنسازی و مجله ورزشی در این زمینه است هر ساله مسابقات بزرگی به نام آرنولد کلاسیک در سطح بینالمللی برگزار می شود که نام این اسطوره پرورش اندام را جاودانه نگه می دارد
آرزوی همیشگی آرنولد رسیدن به مقام مستر المپیایی و شناخته شدن به عنوان بهترین بدنساز جهان بود
Arnold Schwarzenegger
رویایی که در سال ۱۹۷۰ محقق شد و تا هفت سال ادامه داشت او جوان ترین قهرمان مستر المپیا ست که توانست در بیست سالگی به این افتخار نائل اید
او در سال ۱۹۷۴ اعلام کرد از دنیای حرفه ای بدنسازی خداحافظی میکند اما فقط چند ماه مانده به مستر المپیا ۱۹۷۵ دو فیلم ساز از او خواستند تا تمریناتش را مجددا آغاز کند تا بتوانند مستندی از زندگی و تمرینات او بسازند به این ترتیب آرنولد با سه ماه تمرین بار دیگر به عرصه رقابت بازگشت و برای ششمین بار آقای المپیا شد
او پس از چند سال وقفه در سال ۱۹۸۰ باز هم برای هنر نمایی در یک فیلم سینمایی تمریناتش را از سرگرفت و برای هفتمین بار قهرمان مسترالمپیا شد
آرنولد شوارتزینگر در سال ۲۰۰۳ با شرکت در انتخابات فدرال وارد دنیای سیاست شد
عاشق بدنسازی باشید نه برده آن ( از زبان آرنولد شوارزنگر )
وقتی تازه بدنسازی را شروع کرده بودم . سال ۱۹۶۲بود و در سنین نوجوانی بودم . آن زمان حرکت آخرین اتوبوس از گراز ، که باشگاه محل تمرینم بود ، به تال که که خانه پدری ام در آنجا بود ساعت ۷ عصر بود . ولی تمرینم پس از ساعت ۷ تمام می شد بنابراین با دوچرخه به باشگاه می رفتم و پس از هر جلسه تمرین با دوچرخه به خانه بر می گشتم . هر بار بدلیل شدت تمرین دستهایم کرخت و بی حس می شد ، به همین دلیل بسیاری از مواقع نمی توانستم دوچرخه را به خوبی کنترل کنم ، و در راه آب کنار جاده سقوط می کردم .
نشستن در نهر آب در حالیکه دستهایم کاملا کوفته بود از خاطرات جالب آن دوران است دستهایم چنان بی حس بود که روز بعد هم توان شانه کردن سرم را نداشتم ولی معنای کوفتگی این بود که عضلاتم در حال رشد است . این دنیای جدیدی را به سوی من گشود ، دنیایی که ریاست آن با خودم بود و مسئول سرنوشتم . فهمیده بودم که می توانم به شخصی که آرزویش را داشتم بدل شوم ، به شرطی که تمرکز داشته باشم و خودم را متعهد به دستیابی به اهدافم بدانم .اگر قرار بود با یک واژه بدنسازی را توصیف کنم واژه لذت بردن را بهترین توصیه میدانم .
Arnold Schwarzenegger
همزمان با اینکه سنم افزایش یافت ، همان شوق و اشتیاق در من حفظ شد ، نه تنها برای بدنسازی بلکه برای تمام زندگی. دید مثبتی که من به تمام جنبه های زندگی ام داشتم در بدنسازی من ریشه داشت .
یک مسئله مهم روند پیشرفت من بود و زمانی که من به آن اختصاص می دادم متناسب با موفقیتم بود و این چیزیست که به همه دوستداران بدنسازی توصیه می کنم . اهداف خودتان را داشته باشید زمان مناسب را برای دستیابی به آن اهداف اختصاص دهید و از تلاشتان لذت ببرید.
نمی توانم تصور کنم که بهتر از شیوه ای که بدنسازی در پیش رویم گذاشت امکان داشت زندگی را بسازم تقویت یک عضله از طریق تمرین و رعایت عادات غذایی مناسب کاملا متناسب با معجزه بدن انسان است . و تقویت هر جنبه ای از قابلیتهای بدن انسان از ساختن عضلات تا افزایش قدرت یا کاهش ذخایر چربی همگی از طریق برنامه ریزی و عملکرد دقیق و منظم امکان پذیر است . دقت و نظمی که می تواند روی تمام جنبه زندگی اثر مثبت داشته باشد . اما باید تمام این پروسه را به نوعی پیش برید که برایتان لذت بخش باشد . نه اینکه مثل برخی افراد خود را اسیر و بنده بدنسازی بدانید و اجازه دهید طراوت و شادابی زندگی را از شما بگیرد .
من بدنسازانی را می بینم که لزوماً جزو افراد حرفه ای هم نیستند ولی خود را به برده های این ورزش تبدیل کرده اند مردان و زنانی که در باشگاهها و حتی در حاشیه ٔ رقابتها وقتی به چهره هایشان دقت می کنید چیزی جز کسالت و بی حوصلگی نمی بینید اغلب یک گالن پر از آب هم دنبالشان است مثل اینکه بدنشان در چند دقیقه آتی به تمام آن مقدار آب نیاز خواهند داشت . هر دو ساعت باید وعده ای مصرف کنند ، و آن وعده هم نباید چیزی باشد جز برنج و مرغ، و همه اینها در حالیست که شاید تا رقابت بعدی خود چند ماه فاصله دارند .
البته وقتی من هم در سالهای رقابت بودم ، در مورد تمرین جدیت زیادی داشتم ، ولی از زمانی که در باشگاه سپری می شد لذت می بردیم و هرگز از صرف دقایقی برای شوخی و خنده و گپهای دوستانه مضایقه نمی کردیم . وقتی هم صحبت از تغذیه بود به فلسفه علمی و نسبتاً آسانی پایبند بودیم . روزانه سه وعده اصلی داشتیم و غیر از آنهم از میان وعده هایی شامل پروتئین و دیگر مواد مغذی استفاده می کردیم برای اینکه روند عضله سازی خود را حفظ کنیم .
اغلب پس از تمرین بصورت گروهی به رستوران یا کافه ای در ونیس کالیفرنیا می رفتیم و غذای مناسبی را سفارش می دادیم . در هفته های منتهی به رقابت ، غذاهایمان رژیمی بود شامل مرغ یا ماهی بعلاوه برنج و سبزیجات – در غیر اینصورت همبرگر یا استیک سفارش می دادیم به همراه سس گوجه که خودش یک وعده خوش طعم و لذت بخش بود . هدفم از این صحبتها این است که بگویم هیچ دلیلی وجود ندارد که شما نتوانید از زندگی لذت ببرید و همزمان یک بدنساز باشید . بدنسازی هرگز نباید مثل باری بر دوش شما به حساب آید یا اینکه تمام زندگی شما را تحت تاثیر منفی قرار دهد . ولی اگر در گذر زمان بدنسازی برایتان به این شکل درآمده لازم است بازنگری در شیوه نگاه و عملکرد خود به این ورزش و تمام زندگی تان داشته باشید .گالن آبی را که همیشه دنبال خود می کشید کنار بگذارید از وسواس در مورد وزن و کالری دقیق غذاهایی که می خورید صرف نظر کنید و از زندگی و بدنسازی لذت ببرید . باور کنید که هر قدر از ورزش و زندگی بیشتر لذت ببرید پیشرفت شما هم در تمام زمینه بیشتر و سریعتر خواهد بود .