گفت و گوی هیث در مجله فلکس
شما اینجا هستید
مصاحبه » گفت و گوی هیث در مجله فلکس

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

فیل هیث، قهرمان مستر المپیا اصولا انسان صاف و صادقی است و شاید روی همین اصل است که می گوید باورش نمی شد مجسمه ساندو به او برسد.

در مصاحبه فیل از تلاشهای گذشته و اهداف آینده اش گفت، اینکه وقتی برای اولین بار عکس اش را روی جلد فلکس دید چه ذوق و انگیزه ای برای ادامه کار بدست آورد.

بخشی از صفحاتی که پیش رو دارید به گفت و گوی هیث در مجله فلکس اختصاص دارد

بالاخره موفق شدی. واقعا فکرش را می کردی که قهرمان المپیا شوی؟

صادقانه بگویم، خیر! البته درست یک هفته |بعد از قهرمانی در المپیا در مسابقه شرو کلاسیک هم که تقریبا همان رقبای المپیای حضور داشتند، به قهرمانی رسیدم. من هنوز فرصت نکرده ام که درباره اش فکر کنم. مطمئنا خیلی زود به آن عادت می کنم، اما هنوز خودم باور نکرده ام.

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

در مورد فینال ۲ نفره بگو جایی که دوباره به وسط صحنه فراخوانده شدی. کاملا واضح بود که بین تو و کاتلر کلی تردید وجود داشت. شما درباره چه چیزی با هم حرف می زدید؟

وقتی داشتند نتایج را اعلام می کردند کاتلر میگفت: صبر کن …. صبر کن. داره اتفاق می افته…. داره اتفاق می افته و بعد از آن ناگهان انگار بمب ترکید: فیل هیث، مسترالمپیا!

حضور کاتلر در کنارم فوق العاده بود، احتمالا بعد از مراسم ازدواج، این بهترین لحظه زندگی ام بود!

هر چند وقت یکبار می توانید در لحظه استثنایی زندگی بهترین دوست تان را بعنوان رقیب در کنارتان داشته باشید. من به او گفتم: تشکر می کنم، تو برادر من هستی .

او هم در پاسخ گفت: فیل خودت را کنترل کن تا روی صحنه گریه نکنی!

تو و کاتلر همواره رابطه خوبی داشته اید. در مجموع از جی چه چیزی را بیشتر آموخته ای؟

چه آماتور باشید یا حرفه ای، هنوز هم سعی می کنید کسی را پیدا کنید که قبل از شما به موفقیت رسیده باشد. منظورم این است که من حتی نمی دانستم که برای فیگور افتخاری چقدر پول می دهند، چه برسد به اینکه بدانم چگونه  باید در طول مسیر قهرمانی تمرین کنم، برای

خانواده وقت بگذارم، روابط اجتماعی ام را مدیریت کنم و همه این موارد

هیچکس در این زمینه بهتر از کاتلر عمل نکرده است، او با ذکر مثال و عملکردش مرا هدایت می کرد نه با نصیحت و جمله! او الگوی من است و من جی را با این واژه معرفی می کنم.

 

فکر می کنی مردم به طور کامل این رابطه را درک کرده اند؟

خیر. مردم تمام مدت به من ایمیل می دهند و می گویند: باید همانطورکه جی کاتلر به قهرمانی تو کمک کرد به ما کمک کنی و ما را زیر بال و پر خود بگیری،  اما آنها درک نمی کنند که ما در ابتدا با هم دوست بودیم.

من با یک قلم و کاغذ کنار کاتلر نبودم که از او درس بگیرم یا بپرسم که مثلا اسکوات از پشت بهتر است یا اسکوات از جلو؟

منظورم این است که تنها وقتی که ما واقعا با هم تمرین می کردیم برای مجله فلکس بود و همین عکسها باعث شده مردم فکر کنند ما همیشه با هم تمرین کرده ایم.

البته او در خیلی جهات به من کمک کرد (مقابل با فشار و بخش تجاری بدنسازی)، اما وقتی که با هم حرف می زنیم به ندرت درباره همان موضوعاتی حرف می زنیم که مردم با دوستان خود حرف می زنند از جمله فیلم، ماشین، لباس و …

 

اولین حضورت در مجله فلکس چگونه بود؟

اولین بار در سال ۲۰۰۵ قبل از قهرمانی اورال مسابقات امریکا چاپ شد. ا

هیچوقت فکرش را نمی کردم که روزی عکسم در مجلات چاپ شود. خیلی هیجان زده شدم و می دانستم که قهرمان می شوم اما خاطرم هست که پیش خودم فکر می کردم که زندگی ام فوق العاده خوب شده است.

در آن زمان حدود ۳ سال بود که از بسکتبال جدا شده بودم و می دانستم که بعنوان یکی از بهترین بدنسازان کشور شناخته شده ام.

هنوز هم باورم نمی شود که این اتفاق حدود ۶ سال پیش رخ داده است. من در بسکتبال کالج چندان خوب نبودم، بنابراین هرگز فرصت این برایم فراهم نبود که عکسم در روزنامه کالج چاپ شود چه برسد به مجله فلکس دوستانم در بسکتبال در رده های بالا بازی می کردند که موفق شدند حرفه ای شوند و در هیچ رشته ای کسی را نمی شناختم که عکس آنها روی جلد مجلات چاپ شود.

آن اتفاق مرا به دنیای بدنسازی معرفی کرد و در واقع روی نقشه آمدم و دیده شدم.

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

آیا آن عکس روی جلد چیزی را تغییر داد؟

بله، زندگی ام یک شبه عوض شد. همه مرا بعنوان پدیده جدید معرفی می کردند. می دانم که

خیلی ها از این اتفاق ناراحت بودند و با خودشان می گفتند که این بچه که از کلورادو آماده کیست؟ او از ناکجا آباد آمده است.

به طور حتم خیلی فشار روی من بود، اما افراد بزرگ مثل جی کاتلر و فلکس ویلر هم با این مسایل مشابه روبرو بودند و آنها به این دلیل در این جایگاه امروز خود هستند که توانستند مبارزه

کنند. در این شرایط بود که حرفهای امیدوار کننده جی کاتلر واقعأ کمک می کرد.

 

در حال حاضر تو یک مسترالمپیا هستی و بنظر تمام تصمیم هایی که گرفتی درست بوده است، اما همیشه نگاه مردم آنگونه که گفتی نبود به ویژه بعد از آنکه در مسابقه حرفه ای اول به قهرمانی رسیدی و تصمیم گرفتگی که سال ۲۰۰۶ در مسترالمپیا نباشی و آن تصمیم را سال ۲۰۰۷ نیز اتخاذ کرد. آیا انتقادها تو را اذیت نکرد؟

آنهایی که انتقاد می کردند مرا به حد کافی و درست نمی شناختند. به اعتقاد من آنها به قدری ترسو هستند که جرات پا گذاشتن روی صحنه مسابقه در کنار من را ندارند چرا که من قراردادها را امضا می کردم و در خیلی از جاهایی که بودم آنها نبودند.

می دانم که در ورزشهای دیگر نیز این اتفاقات وجود دارد، اما هنوز هم فکر می کنم تا حدودی مورد احترام قرار نمی گیرم. خیلی ها زود به قضاوت من پرداختند، اما من فقط قصد دارند پاسخ ها را روی صحنه بروم.

 

اولین رقابت حرفه ای که در آن شرکت کردی آرنولد کلاسیک سال ۲۰۰۷ بود. خیلی ها فکر می کردند تو اول شوی، اما به مقام پنجم رسیدی و اولین ناکامی دوران حرفه ای خود را تجربه کردی. از آن مسابقه بگو؟

خیلی ها گفتند که من باید قهرمان می شدم، اما وقتی به آن نگاه می کنم می بینم که رقیبانم خیلی سرسخت بودند. یکی دکستر جکسون بود و دیگری در المپیای آن سال دوم شد یعنی ویکتور مارتینز

من با ذهنیت قرارگرفتن بین ۳ نفر اول در آن مسابقه شرکت کردم، بنابراین کسب مقام پنجم برایم خوشایند نبود. آن مسابقه باعث شد چشمانم باز شود. باید مطمئن می شدم که این اتفاق تکرار نشود. بنابراین بقیه سال را از مسابقات اجتناب کردم و سال ۲۰۰۸ با بدنی بهتر و بزرگتر بازگشتم.

 

پیشنهاد ما : فیل هیث، قهرمان مسترالمپیا و تمرینات پا با دامنه حرکتی بالا

 

سال ۲۰۰۸ واقعا چشم خیلی ها را باز کردی. با قهرمانی در آیرون من، دوم شدن در آرنولد کلاسیک بعد از دکستر جکسون و پس از آن کسب مقام در مسترالمپیا. اما سال ۲۰۰۹ باز یک

قدم به عقب برداشتی و بخاطر بیماری که ۴۸ ساعت قبل از مستر المیها دچارش شده بودی به مقام پنجم رسیدی…

بله اتفاقات بدی در المپیا رخ داد، چرا که دچار مسمومیت غذایی شدم و تقریبا باید از مسابقه صرفنظر می کردم. روز بعد برای تمرین پا به باشگاه بازگشتم. اما در نهایت متوجه شدم که حتی در بدترین روز هم هنوز می توانم به مقام پنجم جهان برسم، بنابراین نباید درباره اش خیلی ناراحت باشم

باید از ذهنم همه چیزهایی که مانع پیشرفتم میشد را خارج می کردم.

 

به ۷ ماه بعد برویم، آرنولد کلاسیک ۲۰۱۰، تو در بهترین شرایط آمادگی قرار داشت اما در نهایت برابر کای گرین مغلوب شدی. آن اتفاق برایت تا چه حد ناامید کننده بود؟

راستش را بخواهید من از آن به عنوان سخت ترین شکست حرفه ای ام یاد می کنم. هر کسی که به من می رسید می گفت که جلوتر از همه  بودم. شنیدن اسم خودم بعنوان نفر دوم گیج کننده بود، اما در نهایت خودم را کنترل کردم و نتیجه ای را پذیرفتم که حس می کردم استحقاق آنرا نداشتم.

شغل ما بعنوان ورزشکار طوری است که نباید واکنش منفی نشان دهیم، بلکه باید کنترل شده  عمل کنیم، باید خیلی زود خودم را جمع و جور می کردم و مقام دوم را می پذیرفتم.

به خاطر دارم وقتی که کای گرین با آرنولد صحبت می کرد یکی از آنها به من گفت که متاسفم و در حالی که به این حس همدردی احترام می گذاشتم، اما دوست نداشتم کسی برایم ابراز تاسف کند.

موضوع این بود که من به حد کافی خوب نبودم، بنابراین لازم بود که به باشگاه بارگردم و سخت تر تلاش کنم. به خودم می گفتم: تو شانس دیگری خواهی داشت. تو شانس مسترالمپیا را داری.

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

گفت و گوی هیث در مجله فلکس

آن شکست تا چه اندازه انگیزه ات برای مسترالمپیای ۲۰۱۰ را کاهش کرد؟

هیچ آتشی بزرگتر از آن نمی توانست در دلم روشن شود. درباره اش چه کار می توانستم انجام دهم؟ معیار سنجش یک قهرمان هرگز بر اساس واکنش شما در زمان قهرمانی نیست، بلکه یک قهرمان را زمانی می توان سنجید که با شکست مقابله کند.

من به کارهایی که دیگر قهرمانان انجام دادند نگاه می کردم (جی کاتلر به رونی کولمن باخت، رونی کولمن به کاتلر و گونتر کمپ باخت و ….)

اگر کولمن به کاتلر نمی باخت در تمرینات او را مثل یک دیوانه نمی دیدید که می خواست هر چیزی را از سر راهش بردارد.

برای من هم آن لحظه فرا رسیده بود. نمی خواستم به کسی چیزی نشان دهم بلکه می خواستم به مرحله بعدی برسم. هنی رامبد گفت که کار را جدی نگرفته بودم. من فکر می کنم که جدی بودم اما رامبد طور دیگری فکر می کرد. در نتیجه من به خودم گفتم که باید بقدری خوب شوم که حتی یک نفر هم به توانایی هایم شک و تردید نکند.

 

در المپیای ۲۰۱۰ خیلی ها فکر می کردند تو قهرمانی و شاید از لحاظ فیزیکی آماده بودن اما از لحاظ روانی نه؟ اما امسال متفاوت بود. قبول داری؟

سال ۲۰۱۰ سال خوبی داشتم، اما می دانستم که نیاز دارم یکسال دیگر کامل کار کنم تا آماده شوم، به همین خاطر بود که در آرنولد کلاسیک ۲۰۱۱ شرکت نکردم. باید همه توان را برای المپیا می گذاشتم و با همه توان خود را به مرحله بعدی می رساندم. اعتماد به نفس داشتم، می دانستم که بهتر از همیشه خواهم شد، بنابراین فقط باید عمل می کردم.

 

پیشنهاد ما : فیل هیث و هفتمین عنوان قهرمانی در مسترالمپیا

 

قهرمانی مسترالمپیا برای تو چه معنایی دارد؟

به بهترین شکل تلاش کردم. باید به مردم می گفتم که بدنساز شماره یک دنیا هستم. کم هستند کسانی که می توانند به این درجه برسند و این خیلی خوب است.

این قهرمانی نام مرا در تاریخ حک کرد. من مسترالمپیای شماره ۱۳ هستم یعنی سیزدهمین نفری که توانست مجسمه sandow را دریافت کند.

بعضی از الگوهای من مثل فلکس ویلر، شاون ری و کوین لورون نتوانستند به این افتخار برسند.

من کسی هستم که باید هدایت را بر عهده بگیرم، چون مسترالمپیا این خصوصیت را دارد. از تمام چیزهایی که برای مواجه شدن با این ورزش یاد گرفته ام استفاده می کنم، اما من نسبت به تمام افرادی که قبل و بعد از من قهرمان شده و می شوند مسوولیت دارم ، مسئولیت نسبت به IFBB نسبت به هواداران و تمام کسانی که بعد از من می آیند.

حالا پرچم دست من است، من باید لیدر باشم و به این ورزش کمک کنم. در حال حاضر باید درست مثل جی کاتلر که برایم راهنما بود، من هم راهنمای دیگران شوم. حالا نوبت من است که وظیفه ام را انجام دهم.

 

خیلی ها معتقدند که تو می توانی چندین دوره قهرمان المیبا شوی، پیش بینی و توقعات تو از خودت چیست؟

من در حال قدم زدن نبودم که قهرمان المپیا شدم! من از موانع زیادی عبور کردم. تقریبا ۴ سال بدون کسب قهرمانی سر کردم، بنابراین می خواهم برایش احترام قائل شوم. فقط می خواهم به خانه بروم و چند هفته استراحت کنم، فیگور نمایشی اجرا کنم و از مسترالمپیا بودن لذت ببرم.

حالا فصل جدیدی در زندگی ام باز شده است، فرصت خوبی برای دفاع از عنوانی که در دست دارم را حس می کنم. عاشق این هستم که چند دوره قهرمان المپیا شوم، اما این را هم می دانم که باید هر روز من بهتر از روز گذشته باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

مجله ادکوان، پایگاه تخصصی بدنسازی و پاورلیفتینگ | بررسی آخرین مقالات، خبرها و یافته های دنیای ورزش در رشته بدنسازی، پرورش اندام، پاورلیفتینگ و آمادگی جسمانی، گالری تصاویر و فیلم، مجلات و مشاوره